امور کارکنان حوزه معاونت آموزشی

گریان روضه ایم و عزادار فاطمه

عادتش این بود دیگران را دعا کند. مؤمنان را یک به یک نام مى‌برد دعایشان مى‌کرد.

روزهای آخر اما خودش را هم دعا می کرد: ((یا الهی عجل وفاتی سریعا))

علی را که می بیند گریه می کند، حسن را به سینه می چسباند و گریه می کند.

گلوی حسین را می بوسد و گریه می کند، دست می کشد روی قلب زینب و گریه می کند.

همسایه ها به علی(ع) می گویند: ((سلام ما را به فاطمه برسان و بگو یا شب گریه کند یا روز)).

فاطمه پیامشان می دهد که: ((به زودی از میانشان پر می کشد)).

وضو می سازد و لباس نمازش را به تن می کند و به بستر می رود.

ساعتی بعد دیگر کسی صدای گریه فاطمه را نمی شنود. دعای فاطمه مستجاب می شود.

شبانه علی(ع) غسلش می دهد و به خاکش می سپارد و نجوا می کند آرام:

بی تو کبوتر دلم به سینه پر نمی زند

کسی به خانه ی علی حلقه به در نمی زند

فاطمه جان حسین تو بی تو غذا نمی خورد

حسن ز دوری رخت خنده دگر نمی زند

ای گل نازنین من! همسر بی قرین من!

زینب تو بدون تو شانه به سر نمی زند

خیز ز جا و با علی روی به سوی خانه کن

که میخ در به سینه ات بوسه دگر نمی زند

آب بر آتش دلم خیز و به اشک خود بزن

که مرهمی به زخم دل سوز جگر نمی زند

کنار قبر مخفی ات ورد زبانم این بود

بی تو به بام خانه ام پرنده پر نمی زند